تقصیر دلم بود
نه تقصیر تو است نه کس دیگری . . .
شاید تقصیر این روزهاست که هوا به گرمی می رود و تو مدتهاست به سردی.
شاید تقصیراین ماه هاست که هر سال یک بار می آیند و فکر می کنند بوی بهشت را میدهند.
اصلا بیا تقصیر را گردن بهار بیاندازیم که گل ها را شکوفه میدهد و هوا را ابری می کند و دل های بی صاحب را ، بارانی
بیا یادمان برود که چگونه کارمان به اینجا رسید . بیا فکر کنیم پاییز چیزی از بهار کم ندارد .بیا و همین یک بار فراموش کنیم همه گلهایی که کاشتیم و نگرفتند و ریشه نزدند .بیا این یک بار مثل کسانی باشیم که چیزی سرشان نمی شود و فقط دلشان
حالا که بهار شده . نه به خاطر من ، نه به خاطر بهار ،نه به خاطر پرنده ها
به حرمت عطر گلهای یاس که زود زرد می شوند .
بیا همین یک بار تا بهار آینده
نه !
تا خزان عمرهامان بمانیم .
می دانی که مدتهاست خیلی چیزها یادم رفته .!
برچسب:
نویسنده: ماهان حیدری