خرید بک لینک

چیزی شده ؟! مثل همیشه نیستی
+ راستش دیگه خسته شدم ... داره کم کم باورم میشه
- چیو؟! + اینکه نمی تونم کسی رو حفظ کنم (...
- باز چی شده؟!
+ هرکاری میکنم دیگران ازم ناراحت میشن... نمیگم اشتباه نمی کنم ولی ناراحتیشون خیلی بیشتر از اشتباهمه
- تا حالا ظرف آدم هایی که باهاشون بودی رو خالی کردی؟!
+ یعنی چی؟! منظورت چیه؟!
- ببین همه ی آدما یه تعداد ظرف دارن تو وجودشون... یه ظرف دارن برای دوست داشتن... یه ظرف دارن برای خواستن... یه ظرف دارن برای صبر... و... هر آدمی یه روز ظرفش پُر میشه... وقتی ظرفش پر شد اون ظرف رو میندازه دور... دوست داشتنش نیست و نابود میشه... صبر و تحملش تموم میشه... خواستنش نخواستن میشه...
+ من کاری نکردم که بخواد ظرفشون رو پُر کنه... - شاید کسی قبل از تو ظرفش رو پُر کرده باشه... شاید وقتی تو رو دیده لبریز بوده و با کوچکترین اتفاقی دوست داشتن و خواستن و صبرش سر رفته و ظرفش رو انداخته دور... + من الان چیکار کنم؟! باید ظرفش رو خالی کنم ؟
- آره ولی یادت باشه این ظرف زود پر میشه و خیلی دیر خالی میشه
+ چطوری باید این کار رو کنم؟!
- تا حالا شده به جای لبت، دلت بخنده؟! ته دلت ذوق کنی از اینکه یکی هست... یکی هست که وقتی خسته وکلافه ای سر ذوقبیارتت... وقتی ناراحتی بشینی کنارش و غر بزنی و مطمئن باشی به حرفات گوشمیکنه... بگی هرچی شد به جهنم به جاش اونو دارم ... یکیکه بفهمتت ... تو اون یکیباش واسش ... کاری کن دلش بخنده...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:21 توسط سعید |


برچسب: همی, نویسنده: ماهان حیدری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:02

صفحه بندی