
تو در اقرار اشک من ، چه مغرورانه زیباییتپش های دلم ، در کوچه ی تنگ تمناییتو در شیرین ترین تکرارهای "دوستت دارم"که نبض ثانیه بند آمده ، آهسته می آیی ،صدای گام تو ، زیباترین آهنگ باران استو من ، لبریز دیدار تو در شبهای رویایینمیدانم چرا ، وقتی غزل یاد تو می افتدمراعات النظیر زهره و شیرین و لیلاییهمه خنیاگران عشق ، با زلف تو می رقصندتو راز سر به مهر نغمه ی چنگ نکیساییبه فتوای نگاه تو ، تمام شهر یوسف شدندانستم که تو ، بازیگر نقش زلیخاییتبانی میکند وقتی ، نگاهت با سکوت منتو بی تردید سرشار از ، نفسهای مسیحاییپس از تو خنده هایم ، در کویر لحظه ها خشکیدتجسم کن مرا ، هر لحظه در مرداب تنهاییچرا پا درمیانی میکند دلشوره هایم بانگاه رازآلود تو و عشق اهوراییعجب آشفته بازاری شده "یاس خیال" مندر این تقدیر ...
ادامه مطلب
تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند . دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم. دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند . بخوانید...
ادامه مطلب
تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند . دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم. دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند . بخوانید...
ادامه مطلب
اینکه دلتون برای کسی تنگ میشه دلیل نمیشه اونو به زندگیتون برگردونید "دلتنگی" بخشی از "رفتنه"...
ادامه مطلب